![]() |
![]() |
|
|
سلام مونی ورزشکار را بپذیرید !
شنبه ای بعد از اینکه کلی تو آرایشگاه منتظر شدم یهو چشمم به خانوم آرایشگری افتاد که قبلاً می رفتم پیشش و مدتی به خاطر مشکلاتش نمی یومد . سریع وقتمو انتقال دادمو کارم که انجام شد راه افتادم به سمت اداره . بین راه هم کمی مغازه ها رو چشم انداختم ! مردم کم کم خریدای عید رو شروع کردن ، تو این حال و هوا اگه آدم چیزی هم احتیاج نداشته باشه باز دلش خرید کردن می خواد من که اینجوریم ! بعد از ظهر هم چشمتون روز بد نبینه اینقدر کار داشتم و باید یه سری کارها رو برای اون کار دومی ردیف می کردم که وقتی سرمو بلند کردم دیدم ساعت حدودای ۷ بعد از ظهر ! شب هم توی خونه برای خونواده یه غذای خوشمزه درست کردم که حتما دستورشو می ذارم که لذتشو ببرین . یه خبر فوت هم شنیدم که خیلی متاسف شدم ! دیروز هم بعد از یه روز نسبتاً آروم کاری با علی جونم راهی شدم . تو فاصله ای که باید خودمو به علی جون می رسیدم اصلاً تاکسی ها سوار نمی کردن و همینجور ویراژ می دادن از جلوی آدم رد می شدن . خیلی حرصم گرفته بود و از سرما داشتم می مردم . توی راه هم کلی از دست همکارای گرامی ام برای علی جون غر غر کردم . وقتی رسیدیم خونه کمی سر ماجراهایی که علی جون از دوره بچه گی اش تعریف کرد خندیدیم ! بعد هم علی جون رفت سراغ درس و مشقش . برای شام هم برای علی جون و خودم یه عدس پلوی مشتی گذاشتم ، علی جون گفت کشمش نریز اما بعدش فهمید که اگه کشمش بود خوشمزه تر میشد ! منم با کشمش دوست دارم . شب هم کمی زودتر از همیشه از علی جونم جدا شدم و اومدم خونه . صبح هم مونی با اراده پس از کمی کلنجار تو رختخواب برای خوابیدن یا بیدار شدن از جا بلند شد و با وجود سر درد خفیفی که ناشی از سرما خوردگی می شد راهی باشگاه ورزشی شد ! من از صبح بعد از چند ماه وقفه ورزش رو دوباره شروع کردم ! خیلی خوب بود از اون طرف هم سر وقت رسیدم اداره البته ۵ دقیقه زودتر ورزش رو تعطیل کردمو و راهی محل کار شدم ! از امروز می خوام سعی کنم یه کم تو تغذیه ام هم ملاحظه کنم تا ورزش اثر کنه و زود لاغر شم . یه کم هم تا عید لاغر شم راضیم بقیه اشو بعد عید ردیف می کنم . اگه بشه می خوام بعد از ظهر هم برم کمی خرید کنم !
فعلاً عزت زیاد ! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت توسط مونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
دلم می خواد اینجا از روزمرگی ها،شادی ها ، دلتنگی ها و دل مشغولی هام بگم.یه جای امن برای دردل های شخصی خودم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
جواهرات پینگر آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|