![]() |
![]() |
|
|
سلام بر دوست جونای عزیز !
والا نمی دونم از کجا شروع کنم ؟ اما بهتر همین ابتدا در پاسخ یه سری از دوستایی که علت غذا درست کردن من برای علی رو پرسیده بودن بگم که ؛ من که یه باره نمی تونم همه چی رو تعطیل کنم . یه بار دیگه هم فکر کنم که اینو گفته بودم . دوشنبه ای به علت اینکه علی جون میخواست بره خونه مامانش من نتونستم بعد از کار ببینمش ! سه شنبه صبح هم خیلی زود با مریم جونم راهی محل کار شدیم ! بین روز یهو تصمیم گرفتم که مرخصی ساعتی بگیرمو و برم موهامو کمی کوتاه کنم تا اگه خواستم خدای نکرده برم مش کنم مقدمات لازم رو انجام داده باشم ، اما موقعیتش جور نشد و حالا فکر کنم که شنبه برم که خلوت تره . دوست جونا ! دارم دنبال یه آرایشگاه می گردم واسه مش ، یه چند تایی هم پیدا کردم اما هنوز تصمیم نهایی رو نگرفتم . لطفاً اگه اطلاعاتی در این زمینه دارین راهنمایی ام کنید . دیگه اینکه خلاصه دیروز هم به علت مشکلی که در محل کار علی جون روی داده بود باز نتونستم ببینمش چون دلم برای علی جون تنگ شده بود ، واسه همین بر عکس همیشه که روی کاناپه تو هال می خوابم این بار رفتم تو رختوابش که بوشو حس کنم ! بعد که از خواب پریدم دیدم هنوز علی جون نیومده و تند تند رفتم خونه خودمون ! علی جونم خیلی دیر وقت اومده بود خونه ! وقتی صبح ماجرای خواب موندنمو براش تعریف کردم ، کلی خندید که اگه جا مونده بودی چی می شد !!! فعلاً همین ! راستی با این اوضاع بلاگرد نمی تونم از نوشته های دوست جونام با خبر بشم پیوست دوست جونا: این روزا خیلی به مریم جون خلاصه اینکه واسه همه دوست جونا همه همشون خوبی و شادی از خدا می خوام ! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت توسط مونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
دلم می خواد اینجا از روزمرگی ها،شادی ها ، دلتنگی ها و دل مشغولی هام بگم.یه جای امن برای دردل های شخصی خودم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
جواهرات پینگر آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|