![]() |
![]() |
|
|
سلام دوست جونا !
چند روزه هی می خوام بیام بنویسم ، تا کار پیش میاد و نمی شه یا تو اون لحظه حرفامو نمی تونم جمع و جور کنم یا اینکه اصلاً حوصله نوشتنم نمی یاد . نمی دونم چرا ؟ اما الان دیگه تصمیم گرفتم که یه حالی به تاریخ بدم ! باید بگم که تو این چند روزه از چهارشنبه تا حالا اتفاقای جور و واجوری افتاد و دوباره یه بالا و پائینی تو رابطه من و علی جونم ایجاد شد ، اما اونچه که مهمه اینه که بالاخره موضوع این چند روز ختم به خیر شد . این چند روزه سخت درگیر اون کار دومه هستم . خیلی ازم انرژی می گیره اما فکر می کنم که ارزششو داره چون احتمالاً تو آینده به دردم می خوره. از خودمم بگم که هنوز مونی تنبله نرفته موهاشو کوتاه کنه ! اگر خدا بخواد بی حرف پیش تا آخر هفته کلکشو می کنم ! واسه اوایل اسفند هم برم برای مش . حس می کنم اگه یه کم تغییر و تحول تو خودم بدم روحیه ام بهتر میشه . ابروهامم فاجعه شده که باید سر فرصت بهش یه حالی بدم . دیگه اینکه یه لیستی از کارای آخر سال نوشتم اعم از خرید کردنی ها ، انجام دادنی ها و .... امیدوارم به همشون برسم . برم که علی جون منتظرمه ! فعلاً بای
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت توسط مونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
دلم می خواد اینجا از روزمرگی ها،شادی ها ، دلتنگی ها و دل مشغولی هام بگم.یه جای امن برای دردل های شخصی خودم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
جواهرات پینگر آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|