![]() |
![]() |
|
|
سلامون علیکم !
اینقدر این چند روزه سرم شلوغ بوده که حتی نتونستم بیام اینجا یه چند خطی بنویسم . تا جایی هم که امکان داشت اومدم به بچه ها سر زدم و یه خبری ازشون گرفتم . این چند روزه اتفاق خاصی نیفتاد ! روز جمعه با علی جون رفتیم خونه اون دستش که گفتم نی نی دار وای که بچه خیلی خواستنی و خوشمزه خیلی خواستنی بود ، علی هم همش باهاش بازی می کرد ، چند تا عکس هم باهاش انداختیم . علی جون اینقدر ازش خوشش اومده بود که شنبه هی می گفت دلم برام بچه تنگ شده ! بعد از ظهر شنبه هم از فرط خستگی و کار زیاد دچار سر دردی شدم که نگو و نپرس ! یکشنبه ای هم صبح رفتم پیش علی جونم و دیدم که از اداره اش از بوته های رزماری کنده و اورده ! امروز هم وسط کار مرخصی ساعتی گرفتم و رفتم آرایشگاه و موهامو مرتب کردم یه تیکه از موهامو گذاشتم اونجا برای امتحان باز کردن رنگ که اگه بخوام مش کنم . اما موهام بعد از حدود ۲ ساعت رنگ باز کرده . دوستام هم می گن که از مش کردن صرف نظر کنم چون اینجوری موهام می سوزه . حالا دیگه نمی دونم ! اینم از روزمرگی هام که تند تند وسط یه عالمه کار نوشتم . از همه دوست جونایی هم که حالمو می پرسن ممنون و برای اون آدم مریض ( اونکه به اسم من کامنتای بد می ذاشت ) از خدا طلب شفای عاجل دارم ! می بوسمتون |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت توسط مونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
دلم می خواد اینجا از روزمرگی ها،شادی ها ، دلتنگی ها و دل مشغولی هام بگم.یه جای امن برای دردل های شخصی خودم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
جواهرات پینگر آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|