![]() |
![]() |
|
|
این روزها حال خوبی برای نوشتن ندارم . فوت ناگهانی یه همکار به شدت روحیه ام رو خراب کرده.
مشاهده صحنه فوتش مدام مثه فیلم میاد جلوی چشمم . برای لحظاتی بی اونکه متوجه اطرافم باشم به جایی خیره می مونم و بعد به خودم میام . فکر می کنم به راستی زندگی چیست ؟ بین بودن و نبودن تنها لحظه ای و دمی فاصله است . دیروز از خودم جمله های ادبی در می کردم و تو مسنجر برای علی جون می فرستادم : روزها با شتاب ما رو به پایان سال و آغاز سالی دیگر نزدیک می کنند و غافل از اینکه برخی گوی سبقت را از زمان ربوده و در رفتن ابدی عجله دارند . به این فکرمیکنم که همه انسانها همانطور که یه روز اومده اند ، یه روز هم رفتنی هستند اما چگونه بودن و چگونه رفتن مهمترین مسئله ای است که باید به آن پرداخته شود . دیشب انقدر تو بد خوابی دندونهامو روی هم فشار داده بودم که صبح همه دهنم درد می کرد . همش به فکر مادر و همسر این آقا هستم که فوت شده . می گن روح آدمایی که خودکشی می کنن تا زمانی که خدا براشون عمر مقدر کرده تو برزخ می مونه و تازه بعد از اون مدت مثه بقیه اموات می شن . نمیدونم فقط از خدا می خوام که روح این بنده اش رو مورد لطف خودش قرار بده . این روزا همش فکرم به خوب بودنه و به ندیدن بدیها . به اینکه اینقدر خوب و مهربون باشم که بعد رفتنم به خوبی ازم یاد بشه . نمی خوام به این فکر کنم که دیگران خوبی ها و مهربونی های منو حماقت فرض میکنن یا هر چیز دیگه ، می خوام خوب باشم اون چیزی که دلم به خوبی گواهی می ده عمل کنم . خدایا کمک کن که بتونم به بدیهایی که احتمال داره از وجودم سر بزنه غلبه کنم . خدایا به همه بنده ها یاد بده که برای همیشه خوب بودن اهمیتی به حرف اطرافیان ندن . خدایا خودت راه بهتر بودن و خوب بودن همیشگی رو سر راهمون قرار بده . دوست جونا مراقب خودتون باشین |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت توسط مونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
دلم می خواد اینجا از روزمرگی ها،شادی ها ، دلتنگی ها و دل مشغولی هام بگم.یه جای امن برای دردل های شخصی خودم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
جواهرات پینگر آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|