![]() |
![]() |
|
|
مرور علامت های سوال در ذهنم به شدت آزارم می ده . نمی دونم برای پیدا کردن حداقل توجیه جواب این سوالها آستین بالا بزنم یا زمان بدم تا شاید مرور زمان جوابمو بده .
می دونم ممکنه این همه ای که تحمل می کنم و تو خودم می ریزم یه روزی ، یه جایی مثه یه دمل چرکی سر باز کنه ، اما بااین همه ترجیح می دم که شرایط رو با دست خودم متشنج نکنم . حال و روزم خوبه ، هنوز دغدغه فراهم کردن دوست داشتنی هاش رو دارم می خوام برای فرار از فکر و خیال یه کم خودمو سرگرم کنم . در حال حاضر هم کلاس رانندگی مد نظرمه . البته من چند سالی میشه که گواهی نامه گرفتم اما چون پشت ماشین نشستم دیگه جای ترمز و کلاج رو فراموش کردم . برای همین هم چون کسی رو ندارم که باهام بیاد مجبورم مربی خانم بردارم که هنوز هم نتونستم جایی رو پیدا کنم که مربی خانم با ماشین پژو داشته باشه . هر جا زنگ می زنم که یه جورایی به محدوده ام می خوره جواب منفی می شنوم . اینم از اوضاع و احوال اینجانب . ار روزای بهاری لذت ببرید
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت توسط مونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
دلم می خواد اینجا از روزمرگی ها،شادی ها ، دلتنگی ها و دل مشغولی هام بگم.یه جای امن برای دردل های شخصی خودم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
جواهرات پینگر آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|