![]() |
![]() |
|
|
غمگینم برای مریم ،
دوستم همون میژون که همه دوسش داریم .
پ.ن : دوستم برات پایان غمها و شادی ابدی رو آرزو می کنم . انشاالله خدا به تو و مادرت صبر بده . با اینکه برادر ندارم ، اما گمان می کنم که از دست دادن برادر خیلی خیلی سخته . خدایا به میژون توانشو بده که مثه همیشه قرص و محکم تو زندگی بایسته و خم به ابرو نیاره . خدایا کمکش کن تو این مسیر همراه صبوری برای بی تابی های مادرش باشه . خدایا می دونم که مثه همیشه هوای میژون رو داری . همه چیزو به دست قدرتمند و توانای خودت می سپریم . پ.ن ۲ - دوست جونای عزیز ، اگه دوست داشتین تو بخش نظرات هر کدوم جمله ای برای تسکین میژون بنویسید . شاید خوندن اونا به آرامشش کمک کنه . این حداقل کاریه که می تونیم براش تو این وضعیت بکنیم . پ.ن ۳ - دوست های مهربون ، من دیروز رفتم میژون رو دیدم . خیلی بی تابی میکنه برای برادرش ، اوضاع مادرش هم خیلی خوب نیست . وقتی آدم چشمش به صورت میژون و مامانش می افته ناخودآگاه اشکش سرازیر میشه . من تو همه اون مدت نگاهمو از نگاه مریم می دزدیدم . اصلا نتونستم بهش جمله " تسلیت می گم " رو بگم ، نمی دونم چرا تو زبونم نمی چرخید . تنها جمله ای که برای دلداری به مادرش گفتم این بود که ایشالا خدا بهتون صبر بده . بچه ها دعا کنین مریم آروم بشه تا بتونه به مادرش آرامش بده . اون الان بیشتر از هر موقع دیگه ای به مریم نیاز داره .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم تیر 1387ساعت توسط مونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
دلم می خواد اینجا از روزمرگی ها،شادی ها ، دلتنگی ها و دل مشغولی هام بگم.یه جای امن برای دردل های شخصی خودم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
جواهرات پینگر آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|