![]() |
![]() |
|
|
سلام بر همه دوست جونای عزیز ،
اندر احوالات این چند روز باید بگم که اوضاع بد نیست . روز جمعه ای بعد از این که کلی از دست کرزیلا حرص و جوش خوردم . با علی جونمو و مامانش و آناستازیا رفتیم کرج به منظور امر مقدس میوه چینی از باغ ! جای همه خالی خیلی خوش گذشت ، از همه بهتر و بامزه تر برای من همراهی مامان علی جون و عدم همراهی کرزیلا بود ! حالا خودش ( کرزیلا ) برنامه گذاشته با دوستای نامعلومش که احتمالا با هدف دوست پسر یا همسر یبای برای او پیش قدم شده بودن بره کافی شاپ ها اما هی چپ و راست تیکه می انداخت که هر دفعه برنامه میزارین برین اونجا به من نمی خوره که بیام ! حالا نمی دونست که چقدر من ته دلم خوشحال بودم ازاین عدم همراهی . برای اینکه تا سه نشه بازی نشه رو حفظ کنم پاراگراف بعدی رو هم با حالا شروع می کنم ! حالا بگم از ماجرایی که باعث عصبانیت من شده بود . صبح دختره .... زنگ زده خونه علی دیده نیست ، موبایلشم در دسترس نبوده از اونجایی که حسادت در بند بند وجودش رخنه کرده حدس زده که علی با خونواده من راهی کرج شده ، واسه خوابوندن حرصش زنگ زده خونه ما و از مامان من سراغ علی رو گرفته که این کارش باعث شد تا اون روی سگ من بالا بیاد ! دیگه اینکه واسه اومدن خواهر علی جونم از فرنگ کلی هیجان دارم ! چون خیلی تعریف این خواهرش رو شنیدم البته خواهر زاده اش رو تو سفر قبلیشون دیده بودم و یه بار هم با هم بیرون رفته بودیم ! اما تو این ۳ سال اون دیگه کلی خانوم شده واسه خودش . یه کم خورده خرید دارم . راستی واسه تولد حضرت علی قصد دارم برای علی جونم به مثابه دو سال پیش کادو بخرم اما نمی دونم چی ؟ نمی خوامم ازش بپرسم که چی می خواد ؟ همچنان دلم یه مسافرت توپ با کلی تغییر آب و هوا و خرید کردن می خواد . کلی استراحت کم دارم ! فعلاً عزت زیاد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت توسط مونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
دلم می خواد اینجا از روزمرگی ها،شادی ها ، دلتنگی ها و دل مشغولی هام بگم.یه جای امن برای دردل های شخصی خودم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
جواهرات پینگر آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|