![]() |
![]() |
|
|
* بعضی اتفاقا نشون می ده که چقدر زاویه دید آدما نسبت به هم فرق دارن . چقدر مدل و نوع دوست داشتن ها و تعریف دوست داشتن بین اونا متفاوته . اینو نوشتم برای اینکه یادم نره دوشنبه شب چه حسی رو لمس کردم و چند ساعت تو ذهنم باهاش کلنجار رفتم .
* خیلی از دوستای قدیمی که نخستین روزهای وبلاگ نویسی رو آغاز کردم و با نوشتههاشون انس گرفتمو و تو بطن زندگیشون قرار گرفتم دیگه دست از نوشتن کشیدن ، بعضی هاشون هم بی خبر به یه خونه دیگه نقل مکان کردن و ترجیح دادن که دیگه ردی ازشون باقی نمونه . می خواستم بگم که حسم به اونا مثه حس به دوستایی که از نخستین روزای مدرسه رفتن باهاشون آشنا میشی که تا مدتهای زیادی یادآوریشون یه حس ملس رو برات تداعی می کنه . امیدوارم همشون هر جا که هستن دنیا بر وفق مرادشون باشه . * خدا رو شکر یه کم از خورده کاری هایی که همیشه برای آدم پیش میاد رو انجام دادم . * یه موضوع ناراحت کننده و استرس زا هم برام پیش اومده و اونم احتمال جابجایی خونمونه که من از این بابت کلی غصه دارم . چون جای کنونی ما یه فاصله ۱۰ دقیقه ای با علی جونم داره که این یکی از مهمترین مزایا برای منه . همش سعی می کنم ذهنمو از این قضیه منحرف کنم چون خیلی ناراحتم می کنه . * همچنان در اندیشه سفری هستم که تحققش دور از دسترسه . لااقل تو شرایط فعلی . * همچنان برای دیدن خواهر بزرگه علی جونم روز شماری می کنم . ماجراهای کرزیلا هم تو اون دوران احتمالا جالب خواهد بود که حتما گزارات مبسوطشو به رشته تحریر در میارم . * شغل دومه خیلی منو درگیر کرده . یه جوری تنوع کاری تو اون برام جالبه برای همین تلاشمو مضاعف کردم که بهتر از قبل باشم . * آخر هفته خوبی رو برای همتون آرزو می کنم . خوش باشین
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت توسط مونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
دلم می خواد اینجا از روزمرگی ها،شادی ها ، دلتنگی ها و دل مشغولی هام بگم.یه جای امن برای دردل های شخصی خودم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
جواهرات پینگر آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|