![]() |
![]() |
|
|
سلام دوست جونا ! خوبین ؟ با گرمای بیش از اندازه تابستون در چه حالید ؟ با قطعی برق که دیگه نگو و نپرس !
احوال ما ه بدک نیست ! خواهر علی جون هم بالاخره با دخترش اومدن . منم بعد ازظهر روز بعدش با یه جعبه شیرینی رفتم دیدنشون . خیلی از قبل استرس داشتم اما خدا رو شکر همه چیز خوب بود . حدود یک ساعتی نشستم و به رغم خستگی زیادم آژانس گرفتم و اومدم خونه . دیشب هم یکی از دوستام یه بلیط تئاتر بهم داده بود و منم همونو بهوانه کردم و خواهر علی جون رو برای دیدن اون نماش دعوت کردم که جای همه خالی خیلی خوش گذشت و تئاتر بامزه و خوبی بود ، تنها چیزی که تو این میون یه کم اذیت می کرد گرمای بیش از اندازه سالن نمایش و حرفهای کنایه آمیز اون خواهر دومی علی جونم ( معروف به کرزیلا ) بود ! البته مدتهاست که سعی می کنم به توصیه علی جونم اهمیتی به حرفاش ندم اما بالاخره آدم از سنگ که نیست یه جایی ناراحت میشه . دیگه اینکه خورده کاری های اون خونه جدید هم داره کم کم انجام میشه و خونه داره یه رنگ و لعابی به خودش می بینه . دلم می خواد از فرصت پیش اومده بواسطه اومدن خواهر علی جونم استفاده کنم و یه کم بیشتر باهاش آشنا بشم . تا حالا که خدا رو شکر همه چیز بینمون خوب بوده . به این فکر می کردم محیط و شرایط زندگی آدما چقدر می تونه تو رفتار ئ خصوصیاتشون تاثیر داشته باشه . به قول علی جون احتمال داشت اگه خواهر بزرگه هم در کنار این دو تا خواهر دیگه تا حالا مونده بود یه کم از خصوصیات اونا رو گرفته بود ، اما تغییر شرایط زندگی اش خیلی تغییرات رو نسبت به اونا درش بوجود آورده . امروز به علی جونم می گفتم چی می شد که جای این خواهرت با کرزیلا جابجا می شد و این می رفت اون آب زندگی می کرد ؟!!! که علی جونم می خندید ! دیگه دیگه اینکه باید یه برنامه ای بذارم یه کم خواهر زاده علی جون رو ببرم بیرون تا با هم خوش بگذروونیم ! به یاد سه سال پیش که اومده بود و تو یه بعد از ظهر گرم تابستون کلی تجریش گردی کردیم ! فعلا دیگه عرضی نیست ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت توسط مونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
دلم می خواد اینجا از روزمرگی ها،شادی ها ، دلتنگی ها و دل مشغولی هام بگم.یه جای امن برای دردل های شخصی خودم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
جواهرات پینگر آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|